. the flock & went to another field THEY had a difficult life & they couldn't found enough food . So both of them became scrawny . ONE day when nanny gaot was sick , billy goat decided to came back to the field , where a flock ! BUT unfortunatly when he came back , he saw the corpse of his wife & he shocked NOW after 20 years of that event , he always watches his wife's photo & remembers their love, .he keeps it at his billfold . BILLY GOAT now looks so tatty , but loves nanny goat yet & never got married یکی بود یکی نبود . توی یه مزرعه توی شمال امریکا ، یه گله بز زندگی می کردند . توی این گله یه آقا بزه و یه خانم بزه بود . یه روز اونا احساس کردند که عاشق همدیگه شدند و نمی توونن بدون همدیگه زندگی کنن ! اونها تصمیم گرفتند که مزرعه رو ترک کنند و با همدیگه زندگی کنن . اونا با هم ازدواج کردند و به یه مزرعه ی دیگه رفتند . اونا زندگی سختی داشتند ، غذای کافی برای خوردن نداشتند و هر دوی اونا لاغر و استخوونی شده بودن . یه روز که خانم بزه مریض بود ، آقا بزه تصمیم گرفت که به مزرعه ی قبلی ، جایی که گله ی بزها زندگی می کردن بره و از اونا درخواست کمک کنه ! حالا بعد از ۲۰ سال از اون ماجرا ، آقا بزی همیشه به عکس خانم بزی نگاه میکنه و عشقشون رو به یاد میاره . آقا بزی عکس خانم بزی رو توی کیف جیبیش نگه داشته . چه عشق زیبایی !!!!!!!!!!!!
were a young billy goat & a nanny goat ! One day they felt that they fell in love & couldn't live
without eachother ! They decided to leave a flock & live together . So they got married & leave
of goat lived , & asked them for help . He went by pass , because he wanted to came back soon
!!!! WHAT a nice love
آقا بزه از میان بر میره تا زودتر به مزرعه برسه و زود پیش خانم بزی برگرده . اما متاسفانه وقتی آقا بزه برگشت ، جسد خانم بزی رو دید و شکه شد !!!
آقا بزی حالا خیلی شکسته به نظر می رسه ، اما اون هنوز خانم بزی رو دوست داره و بعد از اون هرگز ازدواج نکرد !!!![]()
![]()





