تبليغاتX
ღღღღخانوم طلاღღღღ


 

بهترين داداشي دنيا

دفه اول كه تو كوچه ديدمش گفت : داداشي مياي بازي كنيم؟ بعده اينكه بازيمون تموم شد گفتش : تو بهترين داداشي دنيايي, وقتي بزرگتر شديم و به دانشگاه رفتيم همش اونو ميديدم و مي خواستم بگم عاشقشم و دوسش دارم اما اون گفت : تو بهترين داداشي دنيايي! وقتي ازدواج كرد من ساق دوشش بودم بازم گفت : تو بهترين داداشي دنيايي و وقتي مرد من زيره تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه ميتونست حرف بزنه بازم ميگفت : تو بهترين داداشي دنيايي

چند وقت بعد وقتي دفتر خاطراتشو خوندم ديدم نوشته عاشقت بودم دوستت داشتم اما مي ترسيدم بگم واسه همين مي گفتم تو بهترين داداشي دنيايي!!!

نوشته شده در Sun 27 Apr 2008ساعت 8:51 توسط علی| |

برای بزرگتر دیدن عکس بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

نوشته شده در Sun 27 Apr 2008ساعت 8:45 توسط علی| |

برای بزرگ تر شدن عکس بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

نوشته شده در Sun 27 Apr 2008ساعت 8:44 توسط علی| |