|
نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود.
بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود.
بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود.
بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود .
وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود
هميشه براي کسي بخند
که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه...
واسه کسي گريه کن که ميدوني
وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه...
براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه...
عاشقه کسي باش که دوستت داره....
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...
تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ...
تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...
تنهايي را دوست دارم زيرا....
در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد
اگه مي تونستم تو اين دنيا يه چيز ديگه باشم
دوست داشتم اشک باشم که تو چشماي تو متولد شم
رو گونه هات زندگي کنم و رو لبت بميرم

هميشه سعي کن با کسي دوست بشي که دلش بزرگ باشه تا اگه خواستي توي دلش جا بشي خودتو کوچيک نکني.
عشق ورزيدن خطاست حاصلش ديوانگي ست عشق ها بازيچه اند عاشقان بازيگر اين بازي طفلانه اند عشق کو ؟! عاشق کجاست ؟! معشوق کيست؟
مي دوني !
فاصله بين انگشتانت براي چيه ؟
براي اينکه يکي ديگه بياد پرش کنه !
پس دستاتو به دست هر کسي نده
بزاراون جاي خالي رويه دستي پرکنه که تاابد باهاته !

سعي کن
به خاطر کسي که دوستش داري
غرورت را از دست بدهي
نه به خاطر غرورت
کسي را که دوست داري
از دست بدهي. |