چرا قلبم را شکستی ... چرا با دلی آسوده مرا رها کردی .... چرا ای مهربانم ... ؟ چقدر تو برای من عزیز بودی .... چقدر من تو را دوست داشتم .... چقدر عاشقت بودم ... چقدر ... ، چقدر .... و چقدر .... دل من طاقت حتی یک لحظه دوری تو را نداشت ولی ... ولی حالا من دیگر نمی خواهم حتی یک لحظه تو را ببینم ... حتی یک لحظه ... دیگر برای من عزیز نیستی .... دیگر به تو هیچ علاقه ای ندارم .... دیگر ........................... هیچ .............. خدا حافظ از ستاره سلام بهونه قشنگ من براي زندگي آره باز منم همون ديوونه ي هميشگي دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت جاي نگاهت بد جوري تو صحن چشمام خاليه از غصه هام هر چي بگم جون خودت بازم كمه فرياد زدم يا تو بيا يا من و پيشت برسون حقيقت رو واست بگم به آخر خط رسيدم رفتي و من تنها شدم با غصه هاي زندگي يه قلب تنها و كبود هلاك يه نگاهته؟ یه سرزمين غربته با صد تا نيرنگ و فريب غم غريبي عزيزم زرد و شكستت نكنه منم تو رو سپردمت دست خداي مهربون رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم تو از خودت برام بگو بدون من خوش ميگذره ؟ همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره تو رفتي و من تا حالا كنار در منتظرم فانوس آرزوهامونُ توداري خاموش ميكني با اين كه من خوب مي دونم جواب نامه با خداست يه بغض كهنه چند روزه دائم در انتظارمه داغ دلم تازه ميشه اسمتُ وقتي مي آرم مگه نگفتم چشماتُ از چشم من هيچ وقت نگير تو رفتي و من غريب شدم چه دنياي عجيبيه ديوار خونمون پر از سايه ي غصه و غمه مگه نگفتي همه جا مال مني تا هميشه؟ تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم كه هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب نورشونُ بدرقه پاكي خنده هات كنن ......، همون كسي كه بيشتر از همه دوسِت داره نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاهم ولی افسوس او هرگز نمی خواند. به برگه گل نوشتم من که اورا دوست می دارم ولی افسوس ... او برگ گل را بر زلف کودکی آویخت تا اورا بخنداند . ![]()
یا عاشق این هستم یا عاشق انم.
به خدا نه.
هر جا که تو رفتی و به هرکس رسیدی گفتی که من از قوم جدایی طلبانم. به خدا نه.
چون اهل سکوتم نه اهل هیاهو.
تو تشنه تعریفی و من بسته دهانم، پنهان شده در زیر سکوتم.
![]()
![]()
فداي مهربونيات چه میکنی با سرنوشت؟
حال من رو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه
ابرا همه پيش منن اينجا هوا پر از غمه
ديشب دلم گرفته بود رفتم كنار آسمون
فدای تو!نمي دوني بي تو چه دردي كشيدم
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي
به خاطرت مونده يكي هميشه چشم به راهته؟
يه وقت منُ گم نكني تو دود اون شهر غريب
فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نكنه
اگه واست زحمتي نيست بر سر عهد مون بمون
راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم
دلت مي خواد مي اومدم يا تنها رفتي بهتره؟
از وقتي رفتي تو، چشام فقط شده كاسه خون
يادت مي آد گريه هامُ ريختم كنار پنجره؟
يادت ميآد خنديدي و گفتي حالا بذار برم
امروز ديدم ديگه داري من رو فراموش مي كني
گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست
عكساي نازنين تو با چند تا گل كنارمه
تنها دليل زندگي با يه غمي دوسِت دارم
وقتي تو نيستي چه كنم با اين دل بهونه گير
حرف منو به دل نگير همش مال غريبيه
زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه
تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه
دلم واست شور مي زنه اين دلُ بي خبر نذار
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم
اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب
مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات كنن
يه شب تو پاييز كه غمت سر به سر دل مي ذاره![]()
![]()




