تبليغاتX
ღღღღخانوم طلاღღღღ


 

عشق يعني مستي و ديوانگي - عشق يعني با جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر - عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني سر به دار آويختن - عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن - عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني سوختن يا ساختن - عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني انتظار و انتظار - عشق يعني هرچه بيني عكس يار

عشق يعني ديده بر در دوختن - عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني لحظه هاي التهاب - عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

عشق يعني سوز ني ، آه شبان - عشق يعني معني رنگين كمان

نوشته شده در Wed 6 Aug 2008ساعت 17:29 توسط علی| |

  ((به نام خدا))

((با یه شکلات شروع شد.من یه شکلات گذاشتم تو دستش....اونم یه شکلات گذاشت تو دست من.....من بچه بودم اونم بچه بود....سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد...دید که منو میشناسه.خندیدم...گفت دوستیم؟.......گفتم دوست دوست....گفت تا کجا؟......گفتم دوستی که تا نداره!....گفت تا مرگ...خندیدم و گفتم:من که گفتم تا نداره.........گفت باشه تا پس از مرگ...گفتم:نه نه نه نه!........   تا نداره.........گفت:قبول..تا اونجا که همه دوباره زنده میشن.یعنی زندگی پس از مرگ.....بازم با هم دوستیم....تا بهشت...تا جهنم...تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستیم.....خندیدم و گفتم:تو تا  براش تا هر کجا که دلت میخواد یه تا بزار....اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا.....اما من اصلا براش تا نمی زارم...نگام کرد...نگاهش کردم....باور نمی کرد...میدونستم  اون می خواست حتما دوستی ما تا داشته باشه.....دوستی بدون تا رو نمیفهمید......گفت بیا برای دوستیمون یه نشونه بزاریم....گفتم باشه...تو بزار.....گفت شکلات.............هر بار که همدیگرو میبینیم.....یه شکلات مال تو...یکی مال من.......باشه؟گفتم باشه....هر بار یه شکلات می زاشتم توی دستش....اونم یه شکلات تو دست من.....باز همدیگه رو نگاه میکردیم....یعنی که دوستم...دوست دوست....من تندی شکلاتمو باز میکردم میذاشتم تو دهنم و تند وتند می مکیدم.....میگفت:شکمو.....تو دوست شکموی منی.....!و شکلاتشو می ذاشت تو یه صندوقچه کوچولوی قشنگ....می گفتم بخورش.....می گفت تموم می شه......می خوام تموم نشه....برای همیشه بمونه.....صندوقش پر از شکلات شده بود.....هیچکدومش رو نمی خورد..من همش رو خورده بودم.....گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها  بخورن...........یا کرم ها......اونوقت چی کار میکنی؟گفت مواظبشون هستم.....می گفت میخوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم....و من شکلاتامو می زاشتم توی دهنم و می گفتم نه نه نه.....تا نداره....دوستی که تا نداره.......یک سال.....دو سال.....چهار سال......هفت  سال....ده سال...............بیست سالش شده......اون بزرگ شده...منم بزرگ شدم........من همه ی شکلاتامو خوردم......اون همه ی شکلاتاشو نگه داشته.....اون امشب اومده تا خداحافظی کنه........می خواد بره...بره اون دور دورا......می گه میرم اما زود بر میگردم....من که میدونم  میره و بر نمی گرده.......یادش رفت شکلات به من بده....من که یادم نرفته.....یه شکلات گذاشتم کف دستش......گفتم این برای خوردنه....یه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش......گفتم اینم آخرین شکلات  برای صندوق کوچیکت.....یادش رفته بود یه صندوقی داره برای شکلاتاش........هر دو تا رو خورد.....خندیدم.....میدونستم دوستی من تا نداره........می دونستم دوستی اون تا داره.....مثل همیشه.....خوب شد همه ی شکلاتامو خوردم.....اما اون هیچ کدومشو نخورده.....حالا با یه صندوق پر از شکلاتای نخورده چی کار میکنه؟))

نوشته شده در Wed 6 Aug 2008ساعت 17:28 توسط علی| |

 
باز باران بی ترانهو خداوند عشق را آفريد...
با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم
باز ماتم
من به پشت شیشه تنهایی افتاده نمی دانم ،
نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست
نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران
سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست
نمی فهمم کجای اشک یک بابا
که سقفی از گِل و آهن
به زور چکمه باران
به روی همسرو پروانه های مرده اش
آرام باریده کجایش بوی عشق و عاشقی دارد
نمی دانم...
نمی دانم
چرا مردم نمی دانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش
در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست
نمی فهمم یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران
از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچه های پست شهر
آرام جان می داد
فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود
نمی دانم کجــــای این لجـــــن زیباست
بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا
از برای مردم زیبای بالا دست
و آن باران که عشق دارد فقط
نوشته شده در Wed 6 Aug 2008ساعت 17:28 توسط علی| |

دوست دارم به زبونهای مختلف

به زبان ایتالیایی : Ti Amo

 

به زبان یونانی : S'ayapo philo Su

 

به زبان روسی : Ya vas liubli

 

به زبان پرتقالی : Amo - te

 

به زبان فارسی : Dooset Daram

 

به زبان آلمانی : Ich liebe dich

 

به زبان اسپانیایی : Te quiero

 

به زبان سوئدی : Jag a Iskan dig

 

به زبان هندی : Mai tujhe pyaar kartha ho

 

به زبان فرانسه : Je t'aime

 

به زبان ارمنی : Jiroum em kez

 

به زبان انگلیسی : I Love You

 

به زبان ترکی : Seni seviyo rum

 

به زبان دانمارکی : Jeg elsker dig

 

به زبان چینی : Mi tuzya var ruem karata

 

به زبان سوئیسی : Cha'ha di ga''rn

 

به زبان برزیلی : Eu te arno

 

به زبان هلندی : Ik hou van jou

نوشته شده در Wed 6 Aug 2008ساعت 17:27 توسط علی| |

به دریا نگریستم گفتم عشق چیست؟گفت:موج زندگی

به زمین نگریستم گفتم عشق چیست؟گفت:سنگ زمین

به اسمان نگریستم گفتم عشق چیست؟گفت:ستاره ی قلبم

به کوه نگریستم گفتم عشق چیست؟گفت:سربلندی در زندگی

حالا از عشق پرسیدم عشق چیست؟گفت:مفهوم زندگی!

نوشته شده در Wed 6 Aug 2008ساعت 17:25 توسط علی| |

سلام خدمت همه ی بازدید کننده های محترم

خانوم طلا به مدت ده روز میره استراحت

چون مدیرش میره مسافرت

با اجازه از همگیتون تا ده روز دیگه شاید بتونم با موبایل مطلب بزارم توش

بچه هایی که اهل برنامه ی Nimbuzz هستن

بیان تو روم IranianAntiGirls من همیشه تو این روم هستم

خداحافظ تا ده روز دیگه.

 

نوشته شده در Wed 6 Aug 2008ساعت 17:24 توسط علی| |

عبارات زير را بخوانيد. معشوق‌تان را تصور کنيد و نام معشوق‌تان را به جاي کلمه او

بگذاريد. حالا اگر با هر عبارت به طورکامل موافق بوديد، عدد 7، اگر نسبتا موافق

بوديد، عدد 6 ، اگر کمي‌ موافق بوديد عدد 5، اگر عبارت را هم درست مي‌دانستيد و

هم غلط (يعني در مورد نظرتان مطمئن نبوديد)، عدد 4، اگر با آن کمي ‌مخالف بوديد،

عدد 3، اگر نسبتا مخالف بوديد، عدد 2 و اگر به‌طور کامل مخالف بوديد عدد 1 را جلو

عبارت بنويسيد.

1) براي رسيدن به او خيلي عجله دارم. ؟

2) او را خيلي جذاب مي‌دانم. ؟

3) او نسبت به بيشتر مردم، عيب‌هاي کمتري دارد. ؟

4) براي او هر کاري که لازم باشد، انجام مي‌دهم. ؟

5) به نظر من، او خيلي دلربا است. ؟

6) دوست دارم احساساتم را با او در ميان بگذارم. ؟

7) وقتي با هم کاري را انجام مي‌دهيم، کار برايم خيلي خوشايند است. ؟

8) دوست دارم که او حتما مال من باشد. ؟

9) اگر اتفاقي براي او بيفتد؛ خيلي ناراحت مي‌شوم. ؟

10) خيلي وقت‌ها به او فکر مي‌کنم. ؟

11) خيلي مهم است که او به من علاقه داشته باشد. ؟

12) وقتي با او هستم، کاملا خوشحالم. ؟

13) برايم دشوار است که براي مدتي طولاني از او دور باشم. ؟

14) خيلي به او علاقه دارم. ؟

راهنماي نمره‌گذاري:

حالا عددهايي را که جلوي هر عبارت گذاشته‌ايد، با هم جمع بزنيد.

• شمايي که بالاي 89 نمره آورده‌ايد، وضع‌تان خراب است. شما بدجوري عاشق شده‌ايد و اگر صادقانه به پرسش‌ها پاسخ داده‌ايد، در عشق‌تان هيچ شکي نمي‌توان کرد.

• اگر نمره‌تان حول و حوش 78 تا 88 مي‌چرخد، شما هم به احتمال خيلي زياد عاشق هستيد و چيزي نمانده است که در بالاي قله عشق بايستيد.

• اما اگر نمره‌تان بين 68 تا 77 باشد، احتمال کمتري وجود دارد که عاشق باشيد. اما شما هم به هر حال عاشق‌ايد.

• کساني که از 68 پايين‌تر آورده‌اند، بهتر است که خودشان را گول نزنند. به احتمال زياد چندان عاشق نيستند.
• کساني که از 58 پايين‌ترند، به‌ هيچ‌وجه عاشق نيستند. اين گروه بهتر است پيشه ديگري براي خودشان دست و پا کنند و يا اسم احساسات رقيق‌شان را نگذارند عشق!

نوشته شده در Wed 6 Aug 2008ساعت 17:19 توسط علی| |

WwW.Khnaom-Tala.Blogfa.CoM

به دست آوردن خوشبختي بزرگ ترين فتح زندگي است.
 
***
هر وقت تونستی برف رو سیاه کنی .پر کلاغ رو سفید کنی.آتیشو بوس کنی توی آب یه نفس عمیق بکشی .اون موقع منم میتونم فراموشت کنم...
 
***
زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است...
 
***
وقتی دلم برات تنگ ميشه ميرم اون بالا پشت ابرا ريز ريز گريه ميکنم
پس هر وقت ديدی داره بارون مياد بدون دلم برات خيلی تنگ شده.
 
***
اگه کسی رو دوست داشتی امتحانش کن که اگه دوستت داشته باشه امتحانت ميکنه.
 
***
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم.
 
***
دوستت داشتم ...يادت هست ؟ ...گفتم دوستت دارم ...و تو گفتي كوچكي براي دوست داشتن ....رفتم تا بزرگ شوم ...اما انقدر بزرگ شدم كه يادم رفت دوستت داشتم.
 
***
عشق،عشق مي آفريند. عشق زندگي مي آفريند. زندگي رنج به همراه دارد. رنج دلشوره مي آفريند. دلشوره جرات مي بخشد. جرات اعتماد به همراه دارد. اعتماد اميد مي آفريند. اميد زندگي مي بخشد. زندگي عشق مي آفريند. عشق عشق مي آفريند. (احمدشاملو)
 
***
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا |آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود.
 
***
اگه 1 روز نتونستی گناهه کسي رو ببخشی از بزرگيه گناهه اون نيست از کوچيکيه قلبه تو!
 
***
اگر در قلبتان عشق باشد٬ می توانيد هر روز معجزه کنيد...
 
نوشته شده در Tue 5 Aug 2008ساعت 7:44 توسط علی| |