تبليغاتX
قالب وبلاگ و کد جاوا ღღღღخانوم طلاღღღღ

khanom-tala

جادوگر ایرانی

khanom-tala

http://khanom-tala.blogfa.com

ღღღღخانوم طلاღღღღ

ღღღღخانوم طلاღღღღ

ღღღღخانوم طلاღღღღ

این وبلاگ شامل:عکسهای عاشقانه,مطالب عاشقانه,کلیپهای عاشقانه,فلشهای عاشقانه,داستانهای عاشقانه,شعر های عاشقانه و اس ام اس های عشقولانه عاشقانه و ... است.اس ام اس های خود را به شماره 09382279885 بفرستید تا با نام خودتون در وبلاگم بزارم.
نظر یادتون نره.از نظرهاتون ممنون

ღღღღخانوم طلاღღღღ

منوي اصلي
صفحه اول
پست الکترونيک
آرشيو مطالب

آرشیو ماهانه
  هفته دوم آذر 1388
  هفته اوّل آذر 1388
  هفته چهارم آبان 1388
  هفته سوم آبان 1388
  هفته دوم آبان 1388
  هفته اوّل آبان 1388
  هفته چهارم مهر 1388
  هفته سوم مهر 1388
  هفته دوم مهر 1388
  هفته اوّل مهر 1388
  هفته چهارم شهریور 1388
  هفته سوم شهریور 1388
  هفته اوّل شهریور 1388
  هفته چهارم مرداد 1388
  هفته سوم مرداد 1388
  هفته دوم مرداد 1388
  هفته اوّل مرداد 1388
  هفته چهارم تیر 1388
  هفته سوم تیر 1388
  هفته دوم تیر 1388
  هفته سوم فروردین 1388
  هفته اوّل فروردین 1388
  هفته چهارم اسفند 1387
  هفته سوم اسفند 1387
  هفته دوم اسفند 1387
  هفته چهارم بهمن 1387
  هفته سوم بهمن 1387
  هفته دوم بهمن 1387
  هفته اوّل بهمن 1387
  هفته اوّل دی 1387
  هفته چهارم آذر 1387
  هفته سوم آذر 1387
  هفته دوم آذر 1387
  هفته اوّل آذر 1387
  هفته چهارم آبان 1387
  هفته سوم آبان 1387
  هفته دوم آبان 1387
  هفته چهارم مهر 1387
  هفته سوم مهر 1387
  هفته دوم مهر 1387
  هفته اوّل مهر 1387
  هفته چهارم شهریور 1387
  هفته سوم شهریور 1387
  هفته دوم شهریور 1387
  هفته اوّل شهریور 1387
  هفته چهارم مرداد 1387
  هفته سوم مرداد 1387
  هفته دوم مرداد 1387
  هفته اوّل مرداد 1387
  هفته چهارم تیر 1387
  هفته سوم تیر 1387
  هفته دوم تیر 1387
  هفته اوّل تیر 1387
  هفته چهارم خرداد 1387
  هفته سوم خرداد 1387
  هفته دوم خرداد 1387
  هفته اوّل خرداد 1387
  هفته چهارم اردیبهشت 1387
  هفته دوم اردیبهشت 1387
  هفته چهارم فروردین 1387
  هفته سوم فروردین 1387
  هفته اوّل فروردین 1387
  هفته چهارم اسفند 1386
  هفته سوم اسفند 1386
  هفته دوم اسفند 1386
  هفته اوّل اسفند 1386
  هفته چهارم بهمن 1386
  هفته سوم بهمن 1386
  هفته دوم بهمن 1386
  هفته اوّل بهمن 1386
  هفته چهارم دی 1386
  هفته سوم دی 1386
  هفته دوم دی 1386
  هفته اوّل دی 1386
  هفته چهارم آذر 1386
  هفته سوم آذر 1386
  هفته دوم آذر 1386
  هفته اوّل آذر 1386
  هفته چهارم آبان 1386
  هفته سوم آبان 1386
  هفته دوم آبان 1386
  هفته اوّل آبان 1386
  هفته چهارم مهر 1386
  هفته سوم مهر 1386
  هفته اوّل مهر 1386
  هفته چهارم شهریور 1386
  هفته سوم شهریور 1386
  هفته دوم شهریور 1386
  هفته چهارم مرداد 1386
  هفته اوّل مرداد 1386
  هفته چهارم تیر 1386
  هفته دوم تیر 1386
  هفته چهارم خرداد 1386
  هفته اوّل خرداد 1386
  هفته چهارم اردیبهشت 1386
  هفته سوم اردیبهشت 1386
  هفته اوّل اردیبهشت 1386
  هفته چهارم فروردین 1386
  هفته دوم فروردین 1386
  هفته اوّل فروردین 1386
  هفته چهارم اسفند 1385
  هفته سوم اسفند 1385
  هفته دوم اسفند 1385
  هفته چهارم بهمن 1385
  هفته سوم بهمن 1385
  هفته دوم بهمن 1385
  هفته اوّل بهمن 1385
  هفته چهارم دی 1385
  هفته سوم دی 1385
  هفته دوم دی 1385
  هفته چهارم آذر 1385
  هفته سوم آذر 1385
  هفته دوم آذر 1385
  هفته اوّل آذر 1385
  هفته چهارم آبان 1385
  هفته سوم آبان 1385
  هفته چهارم مهر 1385
  هفته دوم مهر 1385
  هفته اوّل مهر 1385
  هفته چهارم شهریور 1385
  هفته سوم شهریور 1385
  هفته دوم شهریور 1385
  هفته اوّل شهریور 1385
  هفته چهارم مرداد 1385
  هفته سوم مرداد 1385
  هفته دوم مرداد 1385
  هفته اوّل مرداد 1385
  هفته چهارم تیر 1385
  هفته سوم تیر 1385
  هفته دوم تیر 1385
  هفته اوّل تیر 1385
  هفته چهارم خرداد 1385
  هفته سوم خرداد 1385
  هفته اوّل خرداد 1385
  هفته چهارم اردیبهشت 1385
  هفته دوم اردیبهشت 1385


جستجوگر




 

 تبلیغات


مکان تبلیغات شما
فقط دخترا بیان تو
دانلود،بازی،برنامه و...

پی سی هکر | مرکز دانلود رایگان


www.joksms.coo.ir




داغ کن - کلوب دات کام
  دالان بهشت

دالان بهشت

آن شب هم مثل همۀ شب ها و روزهای خوب، مثل همۀ خوشی های زندگی، مثل خواب و رؤیا، سریع رسید و گذشت و تمام شد.

خانوادۀ محمد که آمدند؛ قبول نکردند بروند توی مهمانخانه و همان جا توی حیاط روی تخت ها نشستند.محمد سر به زیر و خجالت زده آمد با پدرم روبوسی کرد و نشست.مجلس با شوخی های امیر و خانم جون و بگو و بخندهای حاج آقا و آقاجون خیلی زود خودمانی شد. ولی من مثل بید می لرزیدم، تنم یخ کرده بود و دستم توی دست زری بود و لرزان با هم از پشت پنجره حیاط را نگاه می کردیم. مستأصل نشستم روی تخت و گفتم:

- زری من رویم نمیشه بیام بیرون.

زری با تعجب گفت:

- دیوونه، مگه عقل از سرت پریده، مامان بابای من یک شبه شاخ در آوردن؟! یا از بابا مامان خودت خجالت      می کشی؟ اصلاً فکر نکن اومدن خواستگاری، فکر کن اومدن مهمونی.

- نمی تونم، به خدا زری خودمم نمی دونم چه مرگمه، این قدر که تنم می لرزه، نمی تونم روی پا وایسم.

بلاخر خانم جون صدا زذ:«مهناز؟زری خانم...»

به زری اشاره کردم که جواب بدهد.زری بد و بیراه گویان رفت و چند دقیقه بعد همراه مادرم و محترم خانم برگشت. محترم خانم گفت:

- وا، مهناز جون چرا رنگت اینقدر پریده، والله به خدا ما همون آدم های قبلی هستیم.اسم خواستگار رویمون اومده ترسناک شدیم؟!

مادرم گفت:«نه بابا این حرف ها چیه» و من ناچار دستم را به محترم خانم که دست دراز کرده بود دادم و بلند شدم.محترم خانم گفت:

- تورو خدا نگاه کن، دستاش انگار از زیر یخ دراومده.بیا با خودم بریم مادرجون.این شتر در خونۀ هر دختری خوابیده، حالا تازه ما غریبه نیستیم،با هم شناسیم.اگه تا حالا چشممون به هم نیفتاده بود.چه کار می کردی؟!

توی حیاط هیچ جوری نتوانستم سرم را بالا بگیرم، محترم خانم گفت:«حاج آقا اینم عروست»همان طور سر به زیر و با صدای لرزان گفتم:«سلام حاج آقا»

- سلام بابا.ما متظر بودیم عروسمون چایی بیاره، ولی خبری نشد.

خانم جون گفت:

- الان حاج آقا، همین الان میاره، دختر ما توی چایی دم نکشیده ریختن اُستاده.

همه زدن زیر خنده و من همراه زری رفتم که چایی بیاورم.وقتی تعارف چایی تمام شد، حاج آقا قبل از اینکه من هم بشینم، گفت:

- خانم جون، با اجازه شما و حاج عباس بهتر نیست تا ما چایی می خوریم بچه ها حرف ها شون رو بزنن؟!

- دختر و پسر هر دو مال خود شمان،مختارین، اجازه ما هم دست شماست.خانم جون رو به من کرد و گفت:

- مادر، محمد آقا راهنمایی کن برین حرفاتون رو بزنین، خدا وکیلی حرف راست به هم بزنین.چاخان نکنین.

با صدایی لرزان گفتم:«بفرمایید»و خودم روی مبل اولی ولو شدم.محمد هم روبرویم نشست.چه سکوت مزخرفی بود.ناخودآگاه محمد آرام و مهربان گفت:

- شما اول صحبت می کنی یا من بگم؟!

لرزان گفتم:«شما» با لحنب بینهایت نرم و شمرده گفت:

- اول باید آروم باشی.چرا اینقدر می لرزی؟من هنوزم محمدم، برادر زری که مسئله های ریاضی ات رو حل    می کرد.فرقی کردم؟!

چقدر صدایش کرم و آرامش بخش بود.ساکت شد و منتظر بود.نمی دانستم چه بگویم.

دوباره گفت:«مهناز خانم؟!»سرم را بلند کردم و نگاهمان برای چند لحظه با لبخند توی چشمهای هم ماند و این بار با لبخند سرش را پایین انداخت و گفت:«خوب حالا بهتر شد» و بعد شروع به صحبت کرد.او می گفت ولی من محو صدایش و لحن حرف زدنش بودم.فقط توی این فکر بودم که حرفهایش تمام شد، چه بگویم.

وقتی حرفهایش تمام شد و منتظر ماند، با چه جا کندنی و تپه تپه ای گفتم که حرف هایش را فهمیده ام قبول دارم.حرف هایی که شاید نصف بیشترش را نفهمیده بودم!و او هم نارسایی کلام مرا پای خجالت گذاشت، و آن شب گذشت.

در عرض دو هفته ی بعد ما دو بار دیگر با هم صحبت کردیم و برای شب جمعۀ هفتۀ بعد قرار بله بُران گذاشته شد.توی دل من و خانۀ ما چه شور و شوقی بود.زری روی پا بند نبود و حالا که مریم آ مده بود، توی جمع سه نفریمان شادی بی نهایت بود و روزها می گذشت.

الان که سال ها گذشته، حاضرم چندین سال از عمرم رو بدم و یک بار دیگر به آن روزها برگردم، تا من ایتن بار، قدر لحظه لحظۀ آن ساعت ها را بدانم، به هر حال مراسم بله بران بی نهایت راحت و صمیمی برگزار شد،نه علم و نه اشاره ای نه چک و چونه ای،هیچی.چون همه اختیار را به خانم جون داده بودند. خانم جون- بعداً گفت برای ملاحظۀ الهه- گفت:

- هر چی مهر عروس اولتونه مهر دختر ما، که دوتا جاری با هم حرفشون نشه.

آن وقت صدای خنده و کف زدی همه با هم قاطی شد.

به هر حال قرار عقد برای روز نیمۀ شعبان که دو هفتۀ بعد بود گذاشته شد و برای اینکه من بتوانم مدرسه بروم، قرار شد برای عقد دفتردار آشنایی بیاورندکه حاج آقا         می شناختش، تا اسم محمد وارد شناسنامۀ من نشود. و بعد که درس هر دویمان تمام شد عروسی کنیم.حاج آقا هم به آقاجون قول داد که اگر محمد خواست برای ادامۀ درسش به خارج کشور برود، من را هر طوری هست همراهش بفرستد.

وقتی رود کاغذ قرار ها نوشته شد و بزرگترها امضاء کردند صدای صلوات و دود اسپند فضا را پر کرد و من دیدم که خانم جون سر در گوش حاج آقا و محترم خانم چیزی گفت که با تکان های سر  موافقتشان را در مورد چیزی که من نمیدانستم اعلام کردند.

پانزده روز بعدی مثل برق گذشت.دیگر خواب و خوراک همه قاطی شده بود.همه مشغول خرید و دوخت و دوز و تدارک مقدمات عقد بودیم.اولین چیزی که خریدیم آینه شمعدان و قرآنی بزرگ بود.بعد، حلقۀ نامزدی که         بی نهایت دوستش داشتم.حلقه ای ظریف که یک نگین برجسته داشت و حلقۀ محمد که آخر سر باز خودم انتخاب کردم حلقه ای تقریباً پهن بود که رویش سه تا نگین مورب داشت.لباسم را مادر مریم دوخت و الحق که خیلی زحمت کشید و من و زری و مریم همراه مهتاب روی آن مروارید دوزی کردیم.یک لباس بلند سفید با آستین های پفی بود که از بالای آرنج چسبان می شد و به یک هفت روی دستم ختم می شد.سر شانه های لباس باز بود و بالا تنه اش از روی سینه تا کمر چسبان و از روی کمر دامن پفی بلندی بود که دنباله اش روی زمین می کشید.مروارید و منجوق و ملیله های روی لباس توی نور درخششی خیره کننده داشت و من خودم شاید از همه بیشتر از تماشایش لذت مب بردم.روزی که لباس تمام شد و پوشیدمش، چقدر زری و مریم هلهله کردند و سر و صدا راه انداختند.

روز عقد محمد واقعاً ذوق کرد.روز عقد وقتی آمد به آرایشگاه، من با آرامش و لباس باز از خجالت و اضطراب سرم را پایین انداختم، امّا سلام محمد چنان کشیده و بلند بود که ناخودآگاه سرم را بلند کردم.

.

.

.

ببخشید این هفته سرم شلوغ بود تا همینجاش نتونستم بیشتر بریزم.

تا هفته ی بعد خدانگهدار



+| نوشته شده توسط جادوگر ایرانی در Thu 11 Dec 2008 و ساعت 11:53       

داغ کن - کلوب دات کام
  عید قربان مبارک



+| نوشته شده توسط جادوگر ایرانی در Mon 8 Dec 2008 و ساعت 13:38       

داغ کن - کلوب دات کام
  اینم یه مطلب تبلیغاتی جدید!!!!

دوست دختر میخوای بیا

+| نوشته شده توسط جادوگر ایرانی در Mon 8 Dec 2008 و ساعت 9:7       

مطالب گذشته

فرق خون و اشک...!
داستان عشق پاک امیر...روحش شاد!
غم،عروسکی است....!
گلیم بخت من....!
فرق من و تو...!
عاشق اینترنتی...
اشکای بی دریغ من....!
تست روانشناسی عشقولانه2
داستان عشقولانه طنز آهو و الاغ!!!
2مرد عاشق یکی زن شدند....
معنی علمی عشق....!
چند مطلب عشقولانه .....
در پناه تو...
پاییز را دوست دارم...
عاشق شدن فایده نداره...

درباره


این وبلاگ شامل:عکسهای عاشقانه,مطالب عاشقانه,کلیپهای عاشقانه,فلشهای عاشقانه,داستانهای عاشقانه,شعر های عاشقانه و اس ام اس های عشقولانه عاشقانه و ... است.اس ام اس های خود را به شماره 09382279885 بفرستید تا با نام خودتون در وبلاگم بزارم.
نظر یادتون نره.از نظرهاتون ممنون


موضوعات
  روانشناسی عشقولانه
  شعرهای عشقولانه
  مطالب عشقولانه
  عکسهای عشقولانه
  فلشهای عشقولانه
  کلیپهای عشقولانه
  سخن مدیر با شما
  لوگوهای وبلاگ
  بیوگرافی مدیر وبلاگ
  smsهای عشقولانه
  داستان عشقولانه
  تبلیغات در خانوم طلا
  فال عشقولانه(جدید)

لینکستان
قالب وبلاگ
** داغترین چیزای داغ اینجاست **
.:بهترین وزیباترین وبلاگ بازیها:.
.:عشق:.
.:گیاه پزشکی:.
.:آموزش طراحی وب.آهنگ.عکس.کدهای جاوا.لوگوی رایگان.بنررایگان وهر چیزی که دلت بخوادکلیک کن:.
.:شرکت سیمینه باف یزد:.
.:2خترک:.
الكترونيك برنامه نويسي نرم افزار
گروه توپ توپ
دخترانه
اللهم عجل لولیک الفرج
میخوای انگلیسی یاد بگیری
بوسه
اگه عاشقی بیا اینجا
جدیدترین آهنگهای روز دنیا
عشق ما
کلبه عمه خانوم
هر چه که بخوای ما داریم
سجاد جیگر خدای کامپیوتر
نادیا
مهشید و مهسا
عاشقانه ها
هر چی از 18+ میخوای بیا تو
دنیای هیجان
اتاق آبی-مینا جون
باور های بی حاصل(الناز)
دل تنها
نیلوفرانه
دریا
جدیدترین والپیپرها
کلبه ی تنهایی پسرک
همه جور آجیل{مژگان}
نانو مغناطیسی
LOVE LAND[Negin]L
نگارستان لاهیجان
شمیم {در حسرت دیدار}
عشق تنها{دخترک تنها}
زیباترین عشق{مرجان}
ســــــــــــــــــــــاغـــــــــــر
P u n i s h e r
I L O V E Y O U
تو تموم دنیامی
۩۞۩ چقدر جذاب هستید ؟ ۩۞۩
۩۞۩ سلامت آلت تناسلی ۩۞۩
جملات عارفانه عاشقانه
در کوی عشق
شب تنهایی
عاشقانه
۩۞۩ارتباط و زندگی۩۞۩
۩ رازهایی مهم درباره مردان ۩
فرشته سیاهپوش
نوشته های آرمین
چشمانم
دردودل دختری با خدا
.:.برای همیشه.:.
طارم انلاین
ورجیل
دانلود برترین نرم افزار های دنیا
فرزانه خانوم
یادداشت های من
سوگند
فیلم و موسیقی های جاودان
۩۞۩اجعبه ابزار موبایل۩۞۩
عسل خانومی
سحر جیگر
مدل لباس-مدل کفش
کسب درآمد منطقی از اینترنت
پیر عشق
٭۞٭ ToHin ٭۞٭
طراحان بیاین تو
انتقاد
(((((((((((دو بال کوجک نارنجی))))))))))
ترانه سرای معاسر(برای چاوشی؛مقدم و...)
... سکوت دل شکسته ...
به سوی ایران با موسیقی رپ پاپ
باد صبا
موسیقی جاویدان
تنهاترین تنها(سینا)
کلیپ و موسیقی جدید رپ
دانلود جدیدترین کلیپ ها
۩۞۩ اس ام اس بازان کلیک کنید۩۞۩
سایت تفریحی و سرگرمی ایرانیان
×××جدیدترین عکسها و موزیک پاپ و رپ×××
نگار من به مکتب نرفت و...
فاطی و ماتی
۩۞۩ از شیر سگ تا جون خر ۩۞۩
لحظه اي با قاصدک ها
دوران جوانی
سرزمینی برای دانلود
با همیم تا مال هم باشیم...
شهر فرنگ از همه رنگ
دیسکاور=تفاوت
عشق اول
30nema31.blogfa.com
آموزش فارکس
پادشاه آواز محسن چاووشی
پسر تنها
(دانلود بازی -برنامه و ...)
L O V E .. N e V e R .. D i E
:: ورود ممنوع ( کاملا دخترانه و پسرانه )::
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل


پیوندهای روزانه
قالب وبلاگ
ای بخر/////الکترونیکی بخر!
بزرگترین وبلاگ عکس تو تمون دنیا
همه چیز در مورد سینمای هالیوود
همه چیز در مورد سینمای هالیوود
=>=>=>اس ام اس های دخترانه<=<=<=
بگو بخند زندگی کن
آرشيو پيوندها

اضافات

لينك Rss





Template designed by : ParsTheme Group

All Rights Reserved 2007-2008

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا