|
ویرانه نه آن است که داریوش بنا کرد ویرانه نه آن است که اسکندر فرو ریخت ویرانه آن دل ماست که با هر نگاه تو 100 بار بنا گشتو دگر بار فرو ریخت
هرچی عشقه توی دنیا من میخواستم مال ما شه
اما تو هیچ وقت نذاشتی بین ما غصه نباشه
فکر میکردم با یه بوسه با تو هم خونه می مونم
نمی دونستم نمیشه اخه بی تو نمی تونم
گله میکنم من از تو از تو که خیلی بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت توکه هیچ وقت نمی فهمی
آدم عزیزانشو فراموش نمیکنه بلکه به ندیدنشون عادت میکنه.....تقدیم به کسی که عادت به ندیدنش مثل فراموش کردنش غیرممکنه
دلم را آهنی کردم مبادا عشقت گردد ندانستم توی ظالم دل آهنروبا داری
بقیه در ادامه مطلب...
|